محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
588
اكسير اعظم ( فارسى )
حرق الماء عضوى كه از آب گرم سوخته باشد علاجش همان است كه در حرق النار گذشت و خاكستر مو بزردى تخم مرغ مخلوط كرده در اينجا بسيار فائيده مىكند . و گويند كه از ضماد حنا با سركه سوده آبله نشود و جمله اطيان به اين مختص است و به قول جالينوس و غيره ضماد طلق محلوق بسفيدى بيضه سرشته و كذا زردى و سفيدى بيضهء خام با هم مخلوط كرده و كذا سفيدى بيضه بر پنبه ماليده و كذا پنبه يا خرقهء كتان كهنه به آب نمك آغشته و كذا كافور و گلاب و كذا صندل سفيد به گلاب حل كرده و كذا سفيداب ارزيز و سفيدى بيضه و روغن گل و كذا برگ سوسن سفيد و كذا بيخ آن به روغن گل و موم زرد و كذا شنگرف به روغن گل و موم زرد آميخته و كذا ثمر زيتون سبز كه سياهى در آن آغاز كرده باشد باريك سوده و كذا مرداسنگ به آب سوده هر واحد نافع سوختگى آب گرم است . اقوال اطبا : [ ابو سهل ] ابو سهل گويد كه اگر احتراق به آب گرم باشد نفع مىكند آن را قبل از آنكه آبله كند آب زيتون نمكين يا مرى يا آب سماق يا آب ماهى شور و آب برگ مورد و بعد آبله كردن مرهم سفيداب و مرهم نورهء مغسول . [ بوعلى ] بوعلى مىنويسد كه گاهى چنان اتفاق افتد كه ديگ جوشيده يا آب گرم بر عضو انسان ريزد و عل آتش كند و اصوب براى او اين است كه فى الحال قبل از آنكه آبله كند به مثل صندل و گلاب و كافور مبادرت كنند و نگذارند كه خشك گردد بلكه هر ساعت پارچه به آب سرد برف تر كرده نهند كه اين از آله كردن منع نمايد و گاهى مبادرت مىكنند و آب زيتون يا آب خاكستر بر آن مىريزند و بهتر آن است كه هر كدام از اينها كه باشد به سويق يا مرهم نوره بسايند . و ايضاً دواى معمول از سرگين كبوتر كه در حرق النار مذكور شد بسيار عجيب است و قروح آن را معالجه بگندنا جوش كرده يا خشك كرده كه اين بهتر است و سائر آنچه در حرق النار گفتيم بايد كرد . [ طبرى ] طبرى گويد كه واجب است در حرق الماء استعمال آرد برنج مضروب به روغن بنفشه مع گل ارمنى و براى اين حرق اين مرهم مجرب است قيروطى از روغن بنفشه بسازند و بر آن اندك سفيداب انداخته در شيشه بزنند و بر آن طلا نمايند . و هرگاه آب گرم به سبب شدت حرارت خود گوشت را فاسد كند در آن آهن استعمال كنند به اين طور كه گوشت فاسد از آن دور كنند بعد از آن اين مرهم بر آن استعمال نمايند بگيرند گلنار و گل سُرخ و سفيداب يك يك جزو كندر و راتينج هر واحد نيم جزو بعده قيروطى به روغن گل ساخته اين ادويه در آن حل كنند تا مخلوط گردد و حارث ابن كلده طبيب عرب ذكر كرده كه جو سوخته بزردهء بيضهء مرغ با هم زده بهترين دوا در سوختگى آب است و اما آنچه اهل حران در جميع حروق استعمال مىكنند مرهم خل است كه در حرق النار مذكور شد و اول آنكه عضو بسوزد آن را بدردى سركه مع اندك گل ارمنى طلا كنند و بگذارند تا خشك گردد و عضو ترشح كند بعده با پشم پاره آن را پاك كنند و بر آن مرهم خل استعمال نمايند . [ نقل گيلانى از بعض اطبا ] گيلانى از بعض اطبا نقل كرده كه قبل از حدوث آبله بر موضع به زيتون مالح كه با سويق بسايند ضماد نمايند و يا شب يمانى با سركه سوده بر موضع لطوخ سازند و يا زهرهء نر گاو به آب بسيار آميخته بر موضع لطوخ كنند و يا به آب و نمك طلا نمايند و يا بيخ سوسن آسمانجونى به شراب سوده و يا ترمس به روغن گل سائيده تا غليظ گردد لطوخ نمايند . و اما ابرقلوس ذكر كرده كه اين دواى مركب نيكو است بگيرند خرقهء كتان و در عسل آغشته پس بسوزند و خاكستر آن هشت درم سفيداب و و موم هر واحد چهار درم روغن گاو و پيه بز هر يك شانزده درم گرفته از اين مرهم سازند و استعمال كنند . و اما آنچه آبله در آن افتد سماق و سويق به سركه سائيده ضماد كنند و يا بگيرند خاكستر مر و در آب پاك كرده به روغن گاو و در روغن آميخته بر پارچه كشيده بر آن نهند حرق الدهن آنچه در سوختن آتش ذكر يافته در سوختگى روغن گرم نيز كفايت كند و اين دوا مخصوص است سفيدى بيضه به قدرى زيت و سفيداب آميزند و در شيشه انداخته بجنبانند تا هموار شود طلا نمايند . و به قول انطاكى خستهء شفتالو و برادهء عاج و سفيدهء بيضه به اين مختص است و يا سفيدهء كاشغرى يك نيم توله كافور سه ماشه سفيدى بيضهء مرغ دو عدد و به روغن گل سه توله روغن ياسمين يك نيم توله در ظرف چينى به انگشت بمالند تا يكسان شود و به كار برند حرق الصاعقه و الشمس عضوى كه از اثر برق و گرمى آفتاب بسوزد علاج آن نيز همان است كه در حرق النار گذشت و مرهم خل نيز نافع بود و در احتراق از آفتاب مرهم كافورى هم مفيد . طبرى گويد كه علاج كسى كه او را هواى صاعقه برسد فصد است و تبريد و پرهيز و نوشانيدن ماء الشعير و شير زنان و حقنه به ماء الشعير كه در آن اندك روغن بنفشه خالص و قدرى كافور آميخته باشند . و ايضاً حقنه به ماء الشعير و شير زنان و روغن بنفشه كه همه را با هم بزنند تا نرم گردد تا آنكه وجع ساكن شود و آبله ظاهر گردد پس به سوزن